روزنوشت بیستم – روز موعود

بعد از برگشتن از اردوگاه کمتر از دو هفته توی صفر یک بودیم که اون روزها هم بیشتر به تمرین‌های فشرده رژه برای آمادگی رژه بزرگ روز فارغ‌التحصیلی گذشت که تقریبن صبح و عصر تمرین داشتیم. در کنار تمرینهای رژه باید خودمون را برای امتحان کتبی موضوعات تیوری هم آماده میکردیم. من و عده دیگری […]

روزنوشت نوزدهم – زنده ماندن در شرایط سخت ۲

چند دقیقه بعد ارشد گروهان را جلوی اسلحه‌ خانه به خط کرد و بچه‌ها هم بیخبر از همه جا غر و لند میزدن که این چه وقته به خط شدنه امروز کم سختی کشیدیم که حالا هم ولمون نمیکنن و … بعد از مدتی فرمانده گروهان اومد. ایست کشیدم و خبر دار دادم. وقتی که […]

روزنوشت هجدهم – زنده ماندن در شرايط سخت

این هجدهمین نوشته من در نوامبره که دارم در روز هجدهم مینویسم و خوشحالم که یه مقدار دیر ولی بالاخره تونستم به روزنویسی برسم. در کنار آموزش تاکتیکهای رزمی و روش کار با اسلحه و تکنیکهای دفاع و غیره یکی از نکاتی که سربازان در دوران آموزشی باید تجربه کنن تمرین زنده ماندن در شرایط […]

روزنوشت هفدهم – ماجراجویی‌های فرانسوی

احتمالن همه شما در مورد اتفاقاتی که در مذاکرات هفته پیش در ژنو رخ داد و مخالفت وزیر خارجه فرانسه با امضای توافق‌نامه بین گروه ۵ + ۱ با ایران شد، هستید. سیاست‌های راست گرایانه دولت فرانسه در یک سال گذشته که از اعزام نیروهای نظامی فرانسوی به مالی برای مقابله به گروه‌های اسلامگرای مخالف […]

روزنوشت شانزدهم – عصرهای صفر یک

یکی از زیباترین خاطرات دورانی که در صفر یک بودیم عصرها بود که با در اختیار خودمون بودیم. به غیر از یه عده بچه‌هایی که از قبل از سربازی با هم دوست بودن و خیلی شانس آورده بودن و با هم یکجا افتاده بودن و از همون اول گروه خودشون را داشتن بقیه گروه‌ها چند […]

روزنوشت پانزدهم – سوختهای جایگزین

ارایه‌ خانم دکتر معظمی در کنفرانس تد تهران را نگاه میکردم و وقتی شوق ایشون را در ارایشون و در عین حال نگرانیشون بابت فرصتی که داره به راحتی از دست میره را در چهرشون دیدم دلم نیومد چیزی در موردش ننویسم. موضوع انرژیهای جایگزین امروزه یکی از موضوعات بسیار مورد علاقه پژوهشگران در مراکز […]

روزنوشت چهاردهم – روزهای صفر یک

از روز شنبه کلاس‌های تیوری و تمرین رژه شروع شد. در کنار تمام اصول و تاکتیک‌های رزمی که در طی مدت حضورمون در دوران آموزشی فراگرفتیم می‌بایستی نحوه صحیح رژه رفتن را هم یاد می‌گرفتیم. معمولن صبح‌ها کلاس داشتیم و بعد از ظهر ها تمرین رژه. که خوب این هم تصادفی نبود و تمرین رژه […]

روزنوشت سیزدهم – روزهای صفر یک

شب اول در آسایشگاه حس عجیبی داشت. هیچ کس را نمیشناختم و از اونجاییکه بعد از خاموشی همه باید میخوابیدن ناچار رفتیم توی تخت ولی هیچ کس خوابش نمیبرد. یه عده شلوغ میکردن و یه عده هم مثل من که هنوز گیج بودیم در سکوت روی تخت دراز کشیده بودیم. تختها دو طبقه بودن و […]

روزنوشت یازدهم – پنچری

دیروز روز خیلی خوبی بود. پر از انرژی بودم . داخل گروه دانشجویان سوپروایزر من یه جلسه هفتگی مرور اخبار صنعت داریم که هر کسی مسیوله ۲ یا ۳ تا مطلب را از مجلسه ایرلاین بیزنس (Airline Business) بخونه و نتایجش را برای بقیه ارایه بده که به این ترتیب همه در جریان اتفاقات و […]

روزنوشت دهم – ورود به صفر یک

نوشته قبلی رسیدم به زمان ورودوم به مرکز آموزش صفر یک نیروی زمینی ارتش در بزرگراه افسریه. دژبان ما را از محل دژبانی درب ورود تا محل یگان همراهی کرد و اونجا ما رو تحویل گروهان دادن. در اونجا یه گروهبان سومی بود که بعدها فهمیدیم خودش هم سرباز وظیفه بود. تا قبل از اینکه […]