روزنوشت بیست و چهارم – کیش – مات!

امروز با شنیدن خبر توافق ژنو بسیار خوشحال شدم. به نظرم حرکتی که در روز بیست و پنجم خرداد ۸۸ در تهران شروع شد و مردم ایران با حضور باورنکردنی خودشون در راهپیمایی سمبلیک از انقلاب تا آزادی نشون دادند که اگر چه راه طولانی و سختی در پیش رو دارن و زمانیکه هسته‌های اولیه در میدان انقلاب شکل میگرفت شاید هیچ کدوم از ما در اعماق ذهنمون هم تصور اینکه بتونیم (اجازه بدن) که این مسیر را با پای خودمون به انتها برسونیم نمیدادیم. ولی حضور بیشمار مردم و مهم‌تر از اون سکوت معنادارشون راه را بر هر مقابله‌ای بست و به قول رییس جمهور محترم در کنفرانس خبری امروز«ترکها» در بنیان گفتمان تقابل ظاهر شد. ترکهایی که هر چند هزینه‌های مادی و معنوی بسیاری برای نگاه داشتنشون در سطح و جلوگیری از ترمیمشون داده شد ولی ایستادگی مردمانی که یکبار دیگر ثابت کردند که چونان همیشه تاریخ منادی صلح هستند و نه شیپورچی جنگ باعث شد تا لایه‌های بالایی حاکمیت لزوم تغییر روش را احساس کنند. هر چند در مناقشات جاری بین لایه‌های مختلف هنوز گروه‌های تندرو با تاکید بر خاموش شدن آتش «فتنه» همچنان خواستار پافشاری بر روش‌های تندروانه خود بودند. تا اینکه در ۲۴ خرداد ۹۲ همت اعلای مردمانی که علی‌رغم تمام یاس و ناامیدی که جامعه را فراگرفته بودن نشون دادن که زنده به آنند که ارام نگیرند و موجی هستند که آسودگی عدمشون هست و با حضور خودشون چراغ امید را در جامعه روشن کردن، تیر خلاص را به استدلال‌های تندروها زد و حاکمیت را مجبور به پذیرش گفتمان نوین اعتدال نمود.

به نظرم همانگونه که دوست عزیزم علی دادپی هم اصل توافق‌نامه را به در ورودی خانه تشبیه میکنه که دو روی آن رنگ‌های مختلفی دارد و نه رنگ در، بلکه ماهیت نصب در در این فرایند از اهمیت بالاتری برخوردار است، من هم این اتفاق را به منزله پایان عصری در نظام جمهوری اسلامی میدانم که با انقلاب ۵۷ شروع شد و در طی سالیان متمادی تنها راه دست‌یابی به آرمانها و خواسته‌های خود را در تقابل با دنیا می‌دید و این اصل دنیای مدرن مبنی بر لزوم تعامل برای دست‌یابی به خواسته‌های خود را باور نداشت. امروز همین حاکمان خوشبختانه راه دست‌یابی به آرمان‌های خود را از طریق میز مذاکره و امضای موافقت‌نامه جستجو می‌کند. اتفاقی که به قول ابراهیم حاتمی کیا در فیلم روبان قرمز پایانی است بر عصری که اسلحه تنها زبان حکمرانان کشور بوده است. به نظرم امضای این توافق‌نامه برای تندروان داخلی و خارجی مانند لحظه‌ای است که محبوبه در گرماگرم تقابل این دو با انفجار اسلحه رعشه‌ای بر اندام هر دو طرف می‌اندازد و نقطه‌ای بر پایان تقابلشان میگذارد و داوود سرخورده از این اتفاق صادقانه شکست را می‌پذیرد و می‌گوید: آقا داوود کیش – مات! امروز چندین بار این صحنه فیلم را نگاه کرده‌ام و دعوت میکنم شما هم یکبار دیگه ببینید.

امروز همه شادیم و هرچند شاید اشکالاتی به مجموعه مذاکره کننده یا مفاد توافق‌نامه داشته باشیم یا از خود بپرسیم که این توافق چه تفاوتی با آنچه ۱۰ سال پیش در سعد‌آباد بسته شد دارد و این همه هزینه برای چه بود ولی باز دلیل بر این نمیشود که شاد نباشیم و شادی خود را تقسیم نکنیم. امروز وظیفه تک تک ما است که از آنچه در ژنو بدست آمده با قدرت تمام دفاع کنیم و اجازه ندهیم ایرادات شکلی که ممکن است وجود داشته باشد دستاورد عظیم بدست آمده را کم ارزش کند. همانگونه که در زمان انتخابات خرداد ۹۲ هر کدوم از ما در حد توانمان تبدیل به یک ستاد انتخاباتی شده بودیم و با اطلاع رسانی گسترده لایه‌های خاموش جامعه را به پای صندق‌ها کشیدیم، در این برهه هم باید تلاش کنیم در هر جمعی که هستیم اهمیت این دستاورد را گوشزد کنیم خصوصن اینکه در این مرحله به دلیل بازه زمانی کوتاه و همچنین محدود بودن دایره تحریم‌های آزاد شده تاثیرات ملموسی شاید در جامعه نداشته باشد و این جایی است که تندوران به طور قطع برای مقابله با تیم مذاکره کننده روی آن تاکید خواهند کرد و در صورت عدم هشیاری ممکن است مشکلاتی را در مسیر مذاکرات اصلی که در ماه‌های آینده انجام خواهد شد بوجود بیاورند.

نظر در “روزنوشت بیست و چهارم – کیش – مات!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>