روزنوشت شانزدهم – عصرهای صفر یک

یکی از زیباترین خاطرات دورانی که در صفر یک بودیم عصرها بود که با در اختیار خودمون بودیم. به غیر از یه عده بچه‌هایی که از قبل از سربازی با هم دوست بودن و خیلی شانس آورده بودن و با هم یکجا افتاده بودن و از همون اول گروه خودشون را داشتن بقیه گروه‌ها چند روزی طول کشید تا شکل بگیرن ولی بعدش یواش یواش گروه‌های مختلفی شکل گرفتن که بر و بچی که علایق مشترکی داشتن دور هم جمع میشدن و در مورد موضوعات مختلف صحبت میکردن. من و مرتضی [صالحی] و محسن و چند تا دیگه از بچه‌ها که بعد از اون دوران هرگز دیده ندیدمشون و اسمشون را فراموش کردم عصرها لیوانهامون را پر چایی میکردیم و پشت گروهان مینشستیم و ساعت‌ها در مورد چیزهای مختلف حرف میزدیم به نحویکه گذر زمان را حس نمیکردیم و یه دفعه به خودمون میومدیم و میدیدیم وقت نمازه و از اونجاییکه رفتن به نماز اجباری بود ولی بیشتر مواقع خیلی سخت نمیگرفتن و مسیولیت حضور غیاب با نگهبان وقت بود که اونهم خیلی وقتها جدی نمیگرفت ما که اهل نماز نبودیم سعی میکردیم یه جایی خودمون را قایم کنیم تا یه وقت افسر نگهبان متوجه نشه که اگر می‌فهمید کلی باید جواب پس میدادیم. یادمه یه بار فرمانده گروهان که افسر کشیک بود سرزده اومد تو گروهان و دید که یه عده پشت گروهان و یه عده رو تختهاشون ولون که بعد هممون را به خط کرد و داد دست ارشد که ببره برای نماز.

یکی دیگه از خاطرات زیبایی که از عصرهای صفر یک دارم غروبهای زیبای اونجا بود که خصوصن در محوطه میدان صبحگاه که فضای باز و بزرگی بود میشد زیباترین صحنه‌های غروب آفتاب و آسمان رنگارنگ رو دید که واقعن خاطره انگیز بود و هرگز نمیتونم اون لحظات زیبا رو که با بچه‌ها مینشستیم کف زمین و به غروب آفتاب نگاه میکردیم را فراموش کنم. نمیشه در مورد عصرهای صفر یک صحبت کرد و یادی از تریای اونجا نکرد. تریا که یه مغازه کوچیک بود که خوراکی و چایی میفروخت مامنی بود که بعد از یک روز سخت و طاقت فرسا به اونجا پناه میبردیم و کیک و چایی یا بستنی چیزی میخوردیم و خصوصن در روزهایی که غذا قابل خوردن نبود تنها محلی بود که میتونستی کیک یا بیسکویت بخری و خودت را سیر کنی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>