روزنوشت سیزدهم – روزهای صفر یک

شب اول در آسایشگاه حس عجیبی داشت. هیچ کس را نمیشناختم و از اونجاییکه بعد از خاموشی همه باید میخوابیدن ناچار رفتیم توی تخت ولی هیچ کس خوابش نمیبرد. یه عده شلوغ میکردن و یه عده هم مثل من که هنوز گیج بودیم در سکوت روی تخت دراز کشیده بودیم. تختها دو طبقه بودن و من طبقه اول را برداشتم و یه پسر دیگه‌ای که فکر کنم اسمش مرتضی بود و اهل سنندج بود طبقه دوم را برداشت. خیلی پسر آروم و تمیزی بود. علت اینکه روی تمیزی تاکید میکنم اینه که در اون دوران آدمهای مختلفی را دیدم که علی‌رغم اینکه تحصیلات دانشگاهی داشتن و سرباز سفر نبودن ولی به نظافت شخصی اهمیت نمیدادن و باید فرمانده گروهان بهشون تذکر میداد که مثلن جورابشون را بشورن یا حموم برن!!

یادمه که اوایل شب هم به بهانه عدم پیروی از خاموشی و حرف زدن بعد از خاموشی اون گروهبانه که در موردش تو نوشته قبلی نوشتم چند باری مانورمون داد. اون شب بالاخره گذت و صبح فردا که اولین روزی بود که توی پادگان از خواب بیدار میشدیم با اعلان نگهبان قبل از ساعت ۶ صبح بیدار شدیم و بعد از شستشوی صورت رفتیم برای صبحانه و برگشتیم و لباس پوشیدیم و آماده به خط شدیم جلوی گروهان تا فرمانده بیاد. اون روز هم تقریبن شبیه روز قبل گذشت و اتفاق جدیدی نیافتاد جز اینکه از همین روز اول میتونستی ببینی که یه عده‌ای کلن امور را به بیخیالی میگذروندن و اصلن براشون مهم نبود که توی یه گروه هست و اشتباه اونها باعث تنبیه بقیه میشه. در کنار اینها عده‌ای هم بودن که سعی میکردن راه‌های برای در رفتن از زیر کارها پیدا کنن موضوعی که خصوصن در هفته‌ بعد به طرز بارزی به چشم میومد. آخر هفته چون هفته اولی بود که اونجا بودیم اجازه نداشتیم پادگان را ترک کنیم و باید در گروهان میموندیم. جمعه که در اختیار خودمون بودیم فرصت خوبی بود که با بچه‌ها دور هم بشینیم و با صحبت کردن و آشنا شدن با همدیگه از فشار عصبی که رومون بود کم کنیم. با توجه به آنچه در دو روز گذشته دیده بودیم میدونستیم که هفته سختی پیش رو داریم و یه جورایی هر قدر به انتهای روز نزدیک میشدیم میزان استرسمون از بابت اینکه هفته آینده چگونه خواهد بود بیشتر میشد و این رو میشد در تک تک بچه‌های گروهان دید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>