روزنوشت دوازدهم – ذهن فراتر از طب

امروز کتابی را دست یکی از بچه‌های دانشکده دیدم که توجهم را جلب کرد. اسم کتاب «ذهن فراتر از طب» بود که به تازگی توسط خانم لیسا رنکین نوشته شده. لیسا که متخصص زنان و زایمان بوده به دلیل یک مجموعه اتفاقاتی که در زندگیش میافته به علاوه این حقیقت که در مشاهداتش با بیمارانش میدیده که خیلی وقتها طب مدرن قادر به شناسایی ریشه اصلی مشکلی که خیلی از بیمارانش درگیرش بودن نیست به جایی میرسه که تصمیم میگیره بعد از سالها زحمت و درس خوندن کارش را رها کنه. در سالهای بعد مطالعاتش را به این موضوع متمرکز میکنه که چطور میشه به جای درمان دردهای موضعی به ریشه بوجود آمدن اون بیماری پرداخت و آیا راهی وجود داره که بشه به جای تمرکز نقطه‌ای به مشکلات مختلفی که بیماران درگیرش هستن، نگاه کلی تری به موضوع داشت یا نه. توی این ویدیو که اولین ویدیویی هست که در تد در مورد این موضوع صحبت میکنه خودش کلی مسیری که اومده را توضیح میده.

در دقیقه ۵:۰۰ درباره ماسکهایی صحبت میکنه که خودمون رو پشتشون پنهان میکنیم و مانع از دیده شدن خود واقعیمون میشن. در دقیقه ۱۱:۰۰ به موضوعی اشاره میکنه که هیچ پزشکی در مراحل درمانیش بهشون دقت نمیکنه ولی شاید درمان خیلی از دردها در توجه به همین نکات ریز نهفته است. در تحقیقاتی که در طی سالیان گذشته داشته به این نتیجه رسیده که خیلی از بیماریهایی که امروزه بشر باهاشون دست به گریبانه تنها با استفاده از روشهای طب مدرن مثل داروهای مختلف یا جراحی قابل درمان نیستن و حتی اگر درمان مقطعی هم حاصل بشه چون علت بوجود آورنده اون دست نخورده باقی مونده دوباره بر میگردن. در کتابش ضمن توضیح این موضوع و تشریح تیوری خودش سعی کرده با بررسی نمونه‌های ثبت شده در تاریخ پزشکی نشون بده که این موضوع که بدن انسان قادره اگر بخواد پروسه خود درمانی را فعال کنه که فراتر از تمام روشهای پزشکی عمل کنه و نتایج خارق‌العاده‌ و باور نکردنی به دست بده. توی این ویدیو بیشتر در مورد کتابش توضیح میده. با دیدن این ویدیوها و خواندن مقدمه کتاب میخوام حتمن کتاب را بخونم و توضیه میکنم شما هم اگر فرصت دارین اینکار رو بکنین.

نظر در “روزنوشت دوازدهم – ذهن فراتر از طب

  1. سلام پدرام جان. ممنون از معرفی کتاب. جالبه بدونی که در پزشکی هومیوپاتی که من باهاش آشنایی مناسبی دارم، یکی از اصول اولیه اینه که بدن انسان نیروی هوشمند و آگاهی به اسم نیروی حیاتی (وایتال فورس) داره که همیشه این نیروی حیاتی بدن هست که کار درمان رو انجام میده، نه داروی هومیوپاتی. دارو مثل یک ماشه (تریگر) هست که به نیروی حیاتی کمک میکنه به سمت سلامتی برگرده. مثل اینه که شما از کسی نشونی بپرسی و خودت به سمت مقصد بری. اصلا درمان بدن توسط خود بدن، جزو موارد مسلم و زیربنایی هومیوپاتی است. نکته دیگری که در هومیوپاتی (و تمام پزشکی های کل نگر دیگر مثل طب سوزنی، آیورودا …) وجود داره مبارزه با علت و نه معلوله. یعنی سعی میشه کاری بکنن که علت درمان بشه و پس از اون خودبخود معلولها هم از بین خواهند رفت. این کاملا برخلاف رویکرد رایج پزشکی رایج هست که مستقیما با معلول مبارزه میشه. (تب داری باید تب بر بخوری، سردرد داری باید مسکن بخوری، فشار خون داری باید ضد فشار بخوری …) در حالی که در پزشکی های کل نگر به هیچ وجه به این شکل دارو داده نمیشه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>