روزنوشت هفتم – میا

نمیدونم بهتون گفته بودم که ما چند وقت هست یه بچه گربه آوردیم یا نه. نژادش Ragdoll و رنگش Chocolate – Bi Colour هست. وقتی آوردیمش ۱۰ هفته‌اش بود و هفته دیگه میشه ۷ ماهش. یکی از شیطون‌ترین بچه گربه‌هاییه که من در عمرم دیدم و خصوصن در یه ساعتهای مشخصی انگار انرژیش یه دفعه فوران میکنه و شروع میکنه مثل شصت تیر دور خونه دویدن از روی این مبل روی اون یکی،‌ از اونجا روی میز بعد تو آشپزخانه و خلاصه یه چند دقیقه‌ای این داستان را داره تا انرژیش تخلیه بشه. باید اعتراف کنم که گربه هیچ وقت حیوان مورد علاقه‌ام نبوده ولی از وقتی میا رو اوردیم کلی بهش علاقمند شدم و نظرم راجع به گربه کلن تغییر کرده. اگر علاقمند باشین میتونین عکسهاش رو روی اینستا با این هش تگ ببینین: #MIATHERAGDOLL. یه کانال یوتیوب هم به اسم (Ragdoll Mia) داره که البته خیلی ویدیو هنوز توش نذاشتیم.

در طی این مدت که میا پیشمون بوده در موقعیتهایی قرار گرفتیم که مثل پدر و مادرهای جوان که وقتی تازه بچه دار میشن خیلی چیزها را نمیدونن و با گذشت زمان و روی دادن اتفاقات مختلفی که هرگز پیش بینیش رو هم نکرده بودن یاد میگیرن که چکار باید بکنن و در این مسیر کلی تجربه کسب میکنن که وقتی بچه‌های بعدی میان خیلی راحت‌تر و با اعتماد به نفس بیشتری امور را در کنترل دارن، ما هم علیرغم اینکه قبل از آوردن میا کلی مطلب خونده بودیم در مورد نحوه نگهداری و برخورد و غیره ولی در عمل در خیلی از این موارد چون بار اولت هست و هیچ تجربه قبلی در موردش نداری و یا روشهای پیشنهادی در مورد همه گربه‌‌ها صادق نیست، مجبوری در اون شرایط تصمیم بگیری و بهترین راهکار را براش پیدا کنی.

نمونه‌اش داستان دستشویی رفتنشه. با اینکه از لحظه‌ای که آوردیمش رفت و لیترباکسش (دستشوییش) را پیدا کرد و برخلاف یکی از دوستان که اونها هم تازه گربه آورده بودن و کلی در این مورد اذیت شدن (سلام به خالد و شرمین) هیچ وقت توی خونه کار ناشایستی انجام نداده ولی تا بحال چندین بار شده که وقتی برای انجام شماره ۲ رفته چون موهای بلندی داره به زیر دمش چسبیده و اومده بیرون. از اونجاییکه گربه به شدت حیون تمیزیه وقتی که این اتفاق میافته اگر متوجه بشه انگار که دنیا رو سرش خراب شده به شدت دست پاچه میشه و سعی میکنه هر جوری شده از خودش جداش کنه. بار اولی که این اتفاق افتاد، شب بود که نشسته بودم و دیدم که از توی لیتر باکسش اومده بیرون و به طرز عجیبی داره خودش را میماله رو زمین، من هم که بار اولم بود از دیدن حرکاتش خندم گرفته بود ولی بعد که فهمیدم داستان چیه من هم دست پاچه شدم و ویدا را صدا کردم و مجبور شدیم بشوریمش و خشکش کنیم و خلاصه اولین پروژه به خوبی انجام شد. بعد از اون بار دو سه باردیگه هم اتفاق افتاد که خوشبختانه هر بار ما خونه بودیم و شستیمش. ولی رکوردش دیروز و پریروز بود که دور روز پشت سر هم اتفاق افتاد. دفعه بعد کی باشه خدا میدونه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>