روزنوشت‌ها

امروز از طریق پرستو با ایده یک ماه نوشتن نوامبر آشنا شدم ولی متاسفانه امروز روز پنجم نوامبره. از اونجایی که ایده خیلی جالبیه و به شخصه باعث میشه یه مشوق بیرونی داشته باشم که وادارم کنه وقت بیشتری برای نوشتن بذارم میخوام از همین امروز شروع کنم. مدتها بود که دلم میخواست خاطرات دوران سربازی را یه جا مکتوب کنم چرا که حس میکنم با گذر زمان هر قدر بیشتر از اون روزها فاصله میگیرم خاطرات ازم دورتر و دورتر میشن طوریکه از بعضی اتفاقات فقط یه هاله کمرنگی در ذهنم باقی مونده. فکر کنم این فرصت یک ماهه موقعیت خوبی باشه که اینکار را انجام بدم چرا که کمکم میکنه یه کم از محیط درس و دانشگاه و تز فاصله بگیرم در کنار اینکه خود خاطرات اون روزها در عین حالیکه پر از وقایع تلخ و شیرینه ولی فکر کردن بهشون و مرورشون جذابیت خاصی داره که دلنشینه. اگر علاقمند هستید بدونید در طی مدت ۲ ماهه آموزشی در پادگان ۰۱ نیروی زمینی ارتش در تهران، ۲ ماه در مرکز آموزش زرهی شیراز و بعد قریب ۱۶ ماه در پادگان تیپ ۲ زرهی زنجان چه اتفاقاتی افتاد در طی این ماه هر روز سری به این صفحه بزنید.

7 نظر روی “روزنوشت‌ها

  1. خیلی هم خوبه . من تا جایی که وقت کنم پای کارتم . تنها کسی که در دوران 01 تهران خیلی درسا رو خوندی و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *