انتخابات ایران از نگاهی دیگر

Vote

این روزها بحث شرکت یا عدم شرکت در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری در ایران حداقل در فضای مجازی خیلی داغه و موافقان و مخالفان شرکت در انتخابات هر کدوم در تلاش برای قانع کردن طرف مقابل برای پذیرش و در بیشتر موارد تحمیل نظرشون به طرف مقابل هستند و البته برخی هم که خیلی تحمل بالایی برای شنیدن نظر مخالف ندارند به کسانی که با اونها مخالفن یا نظر دیگری دارن برچسب نادانی و نابینا به واقعیات و یا حتی کودتاچی میزنن.

این نوشته نه قصد داره در مورد لزوم شرکت کردن یا نکردن در انتخابات بحث کنه و نه در صورت پذیرش شرکت در انتخابات دلایلی برای رای دادن به کاندیدای خاصی ارایه کنه چرا که هر چیزی در این موارد گفته بشه تکرار مکرراته و نکته جدیدی به بحث سایر دوستان اضافه نخواهد کرد. در مورد این موضوعات در بین انبوه مطالبی که خوندم ۲ تا نوشته یکی رویای برزیلی ارزانی شما … + آرمان امیری و دیگری من در انتخابات رای میدهم + اویس هست که به نظر جاندارتر از بقیه هستند و حرفی برای گفتن دارند و اگر تا بحال نخوندید حتمن توصیه میکنم یه نگاهی بهشون بندازید.

مطلب حاضر سعی داره براساس مدل انتخاب مشتری رفتار رای دهندگان را در این انتخابات تحلیل کنه و توضیحی برای چرایی این رفتار در این شرایط فراهم کنه. لازم به ذکر است که محور بحث این نوشته تحلیل رفتار مشتریان انتخابات است یعنی کسانی که معتقد به شرکت در انتخابات به عنوان روش منطقی و صلح آمیز انتقال قدرت در ساز و کار نظام جمهوری هستند. بنابراین کسانی نظیر هواداران نظام سلطنتی که بیش از ۳ دهه است چشم خود را بر واقعیات بیرونی بسته و ساز خود را می‌زنند یا آنانی که قایل به روشهای غیر دمکراتیک انتقال قدرت هستند در حوزه این تحلیل قرار نمی‌گیرند چرا که اساسن در زمره جامعه هدف کالای انتخابات قرار ندارند.

یک نگاه به تحلیل رفتار مشتری که در بیش از چهار دهه گذشته مورد استفاده تحلیلگران این حوزه قرار داشته و مقبولیت بسیاری در این زمینه دارد مبتنی بر این فرضیه است که رفتار مشتریان در هنگام انتخاب بین گزینه‌های موجود مبتنی بر حداکثر سازی مطلوبیت تصمیم اتخاذ شده می‌باشد. به عنوان مثال در مورد مقوله انتخابات رای دهندگان در هنگام انتخاب کاندیدای مورد نظر خود با بررسی برنامه‌های آنها و تطبیق آنها با نیازها و خواسته‌های فردیشان فردی را انتخاب می‌کنند که نسبت به سایر کاندیداها مطلوبیت بیشتری برای آنها فراهم می‌کند. این نگاه مبتنی بر این نظریه است که مشتریان کالاها را نه به دلیل ماهیت وجودی خود کالا بلکه به دلیل مشخصه‌های آنها انتخاب می‌کنند به این معنی که انتخاب کاندیدای الف به خودی خود مطلوبیتی برای شخص ایجاد نمیکند بلکه مشخصه‌های این کاندیدا که در برنامه‌ها و طرحهای پیشنهادی وی منعکس شده برای رای دهنده ایجاد مطلوبیت می‌کند نه خود کاندیدا. به عنوان مثال خواهرِ هاجر دو سال دیگر کنکور دارد و لذا برای او موضع کاندیداها در قبال سهمیه دختران در کنکور مهمه و کاندیدایی را انتخاب می‌کند که مطلوبیت او را در این زمینه حداکثر کنه یا برای علی که در کار واردات و صادرات است موضوع تسهیل ارتباطات ارزی اهمیت داشته و لذا کاندیدایی را انتخاب می‌کند که از این منظر مطلوبیت بیشتری برای او ایجاد می‌کند. مسلمن هر یک از این افراد در هنگام انتخاب خود معیارهای مختلفی دارند که در هنگام بررسی کاندیداها گزینه‌ای را انتخاب می‌کنند که جمع جبری مولفه‌های مثبت منهای مشخصه‌های منفی (از نگاه آن رای‌ دهنده خاص) بیشترین مقدار باشد. بنابراین یک فرض دیگر این نگاه جبران پذیری مولفه‌های بد بوسیله مولفه‌های خوب است به این معنی که اگر کاندیدایی توسعه سیاسی را مد نظر ندارد ولی در مقابل از منظر مقولات اقتصادی امتیاز بالاتری دارد رای دهنده نبودن توسعه سیاسی را با برنامه‌های بهتر اقتصادی تبادل می‌کند. در این بین البته اشخاصی هم هستند که هیچ یک از گزینه‌های موجود مطلوبیت حداقلی مورد نظر آنها را تامین نمی‌کنند و در صورت رای دادن گزینه هیچ کدام را انتخاب می‌کنند.

البته همین عزیزان در زمان تصمیم‌گیری برای موضوعات ساده‌تری مثل رفتن به مسافرت حاضر به پذیرش این نکته هستند که برخی از گزینه‌های مطلوب آنها به دلایل مختلف قابل دست‌یابی نیست و لذا در بین گزینه‌های موجود اقدام به انتخاب می‌کنند. به عنوان مثال محمد در زمان برنامه‌ریزی سفری که قراره طی تعطیلات نوروزی بره نگاهی به آگهی‌های تبلیغاتی روزنامه می‌کنه و میبینه که با بودجه‌ای که داره میتونه مثلن بره ترکیه یا یکی از کشورهای آسیای میانه که تمام مولفه‌هایی که براش مهمه را هم داره ولی چون سربازی نرفته نمیتونه از کشور خارج بشه و لذا ناچار از بین مقاصد داخلی جایی را که با سلایقش نزدیکتر و در بین بقیه مطلوبیت بیشتری ایجاد میکنه را انتخاب میکنه. در این موقعیت محمد با محدودیتی مواجه بود که از بیرون بهش تحمیل میشد و قابلیت تغییرش را نداشت لذا گزینه‌هاش رو عوض کرد البته میتونست تصمیم بگیره اصلن به سفر نره ولی تصمیم منطقیش اینه که بجای قهر کردن و نشستن تو خونه از بین گزینه‌های موجود مطلوبیتش را بهینه کنه.

البته در مقابل رویکرد حداکثر سازی مطلوبیت تصمیم، رویکرد دیگری هم اخیرن توسط تحلیلگران رفتار مشتریان پیشنهاد شده که در مورد شرایط تصمیم‌گیری پیچیده‌تر و با ریسک بالاتر مورد اقبال بسیار قرار گرفته. براساس این مدل مشتری در هنگام انتخاب از بین گزینه‌های موجود به جای حداکثر کردن مطلوبیت تصمیمش سعی میکنه تا تاسف ناشی از تصمیمش در صورتیکه یکی از گزینه‌های انتخاب نشده‌اش بهتر عمل کنه را حداقل کنه. در این مدل که مبتنی بر این پیش فرض هست که توانایی‌های ذهنی انسان محدود بوده و قادر به جمع‌آوری و تحلیل کلیه اطلاعات مرتبط با گزینه‌های تصمیم‌گیریش نیست و لذا همیشه قادر به محاسبه میزان مطلوبیت حاصل از گزینه‌ها نمی‌باشد و در نتیجه در این موارد بجای تلاش برای حداکثر کردن مطلوبیت تلاش می‌کند تا احساس تاسف ناشی از تصمیم نادرست را کمینه نماید. در این رویکرد برخلاف مدل قبلی فرضیه جبران پذیری کامل مشخصه‌ها نقض میشه و گفته میشه که همیشه جنبه‌های بد یک موضوع با جنبه‌های خوبش قابل جبران نیستند. در این رویکرد مشتریان تمایل بیشتری به انتخاب گزینه‌‌های بینابینی دارند تا گزینه‌هایی که در بعضی موضوعات خیلی خوب و در بعضی دیگر خیلی بد هستند.

با این توضیحات مختصر در مورد مدلهای تحلیل رفتار مشتری، اگر بخواهیم انتخابات پیش روی ایران را از نگاه یک رای دهنده طرفدار نگاه اصلاح‌طلبانه تحلیل کنیم و فرض را بر این بگذاریم که این رای دهندده بپذیرد که براساس محدودیتهای موجود در بین یکی از گزینه‌های باقیمانده نامزد مورد نظر خود را انتخاب کند،  برمبنای رویکرد مطلوبیت حداکثری احتمالن بین کاندیداهای اصلاح طلبان یکی را برخواهد گزید و یقین را هم بر این بگذاریم که اصلاح طلبان براساس تجربه گذشته بر سر یک نامزد به اجماع برسند و تعدد کاندیدا در این بخش وجود نداشته باشد. این گزینه هرچند انتخاب بهینه و حداکثر کننده مطلوبیت وی است ولی از آنجاییکه در شرایط فعلی اطلاعات کافی در مورد قواعد حاکم بر بازی در دست نیست و احتمال این میرود که مشابه تجربه قبلی این انتخاب مورد اقبال متصدیان امر قرار نگیرد لذا متغیرهای غیرقابل پیش‌بینی زیادی در این مورد دخیل هستند که پیش‌بینی نتیجه را براساس این پارامترها سخت می‌کنند. و بر این اساس اگر در پی انتخاب از بین سایر گزینه‌ها باشد احتمالن گزینه‌ای که مطلوبیتی بیش از حداقل مورد انتظار وی را تامین کند بدست نخواهد آورد و همون شرایطی پیش میاد که امروز انبوه رای‌دهندگان بالقوه کشور دچارش هستند و با اینکه اعتقاد دارند که باید رای داد ولی قادر به تصمیم گیری نیستند. در مقابل اگر رای‌دهنده فرضی ما رویکرد حداقل کردن تاسف ناشی از تصمیم خود را برگزیند با در نظر گرفتن مولفه‌های فوق گزینه‌ای را انتخاب می‌کند که در انتها تاسف ناشی از عدم انتخاب گزینه دیگری که عملکرد بهتری نشان می‌دهد را حداقل نماید. در این نگاه وی میداند که با انتخاب گزینه اصلاح طلب و تقلب احتمالی در انتخابات گزینه‌ای انتخاب خواهد شد که بیشترین فاصله را با خواسته‌های وی دارد و لذا تاسف وی از بابت این تصمیم بیشینه است. بنابراین اولن با پذیرش محدودیت موجود تصمیم منطقی مبتنی بر انتخاب بین گزینه‌های اصولگرا میگیره و در عین حال گزینه‌ای را انتخاب میکنه که حداقل تاسف را در انتها براش ایجاد کنه.

نباید فراموش کنیم که شاید خط قرمز حکومت بازگشت اصلاح‌طلبان به قدرت باشد و در این راه حاضر به همه گونه هزینه‌ای باشد ولی در بین گزینه‌های اصولگرا نیازی به پذیرش هزینه تقلب نیست و در صورت اقبال عمومی حکومت ناچار به پذیرش کاندیدای پیروز خواهد بود. کاندیدایی که شاید نتونه مطلوبیت حداکثری براساس اولویتهای برخی از ما ایجاد کنه ولی چهار سال دیگه وقتی به پشت سر نگاه میکنیم احساس پشیمانی نمیکنیم که ایکاش به جای گزینه‌ای که انتخاب کردیم گزینه دیگری را بر می‌گزیدیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>