اين ره كه مي‌رويم به تركستان است!

در روزهاي گذشته موضوع سفر آقاي رييس به ينگه دنيا براي شركت در اجلاس سالانه مجمع عمومي باز هم خبرساز شد و اين بار از همان اولين لحظه ورود و چه بسا قبل از آن. اما چيزي كه در اين بين شايد براي اولين بار در تاريخ معاصر ايران بوقوع پيوست و يا حداقل به مدد پيشرفت فناوري در مقابل چشم ميليونها بيننده در سراسر جهان قرار گرفت موضوع درگيري عده‌اي با سخنگوي وزارت خارجه كشور بود. در اين واقعه ايشان كه بدون حضور تيم همراه خود به تنهايي در حال تردد در خيابانهاي نزديك محل اجلاس بودند مورد حمله عده‌اي از معترضين كه در مدت چند روز برگزاري اجلاس در مقابل سازمان ملل تجمع كرده بودند قرار مي‌گيرند. البته در اين مورد كه درگيري فيزيكي رخ داده يا نه اختلاف نظر وجود دارد و در حاليكه برخي رسانه‌هاي داخلي خبر از ضرب و شتم ايشان دادند ولي حداقل در فيلمي كه توسط يك مستند ساز حاضر در محل تهيه شده بود چيزي ديده نميشد.

اما آنچه مورد نظر اين نوشته است نه مناقشه در مورد چگونگي وقوع اين حادثه بلكه نحوه واكنش به آن در فضاي مجازي در روزهاي پس از واقعه مي‌باشد. در پي بروز اين واقعه موجي در فيس بوك و نيز ايميلهاي فورواردي به راه افتاد كه فحواي آنها ابراز خوشحالي از وقوع اين امر بود. با ديدن استاتوسهاي دوستان يكي بعد از ديگري در فيس بوك بيش و بيشتر تاسف ميخوردم از اينكه چرا بايد چنين باشد كه كساني كه دغدغه ترقي و پيشرفت كشور در سر دارند و خواستار دگرگون شدن وضعيت نابسامان فعلي و قرارگرفتن امور در مسير صحيح آن هستند بجاي ابراز انزجار از آنچه نماد لمپنيزم سياسي است، دست افشاني مي‌كنند و اگر نه مستقيم ولي غير مستقيم مهر تاييدي بر اين رفتار مي‌گذارند.

آيا از خود پرسيده‌ايم رفتار آن گروه در خيابان‌هاي نيويورك و الفاظي كه بكار بستند چه تفاوتي داشت با رفتار آناني كه در نماز جمعه تهران به آقاي مهاجراني حمله كردند يا در جايي ديگر به آقاي كروبي و در شهر ري به فائزه هاشمي؟! چگونه است كه آن ديگري را تقبيح مي‌كنيم و نشانه عقب ماندگي فرهنگي مي‌دانيم اما براي اين ديگري هورا مي‌كشيم؟ تفاوت آشكار اين دو در اين است كه ابن بار آنچه اتفاق افتاد توسط دوربين‌ها ضبط شد و ميليونها نفر در سراسر جهان به چشم خود ديدند و آن ديگري از چشم رسانه‌ها يا پنهان بود و يا در اين حجم انتشار نيافت. بيننده‌اي كه اين تصاوير را ديده و ترجمه عبارت‌هاي بكار بسته شده عليه يك مقام رسمي كشور را شنيده از خود خواهد پرسيد كه اينان چگونه افرادي بودند؟ آيا اين تصويري است كه قرار است از حركت اصلاح‌طلبي در كشور به دنيا نشان داده شود؟ اگر افتخار نسل حاضر حضور در راهپيمايي سكوت 25 خرداد 88 است و آن را سرلوحه حركت خود مي‌داند نبايد اجازه دهد كه تندرواني در هر سو مسير حركت عقلاني‌اش را عوض كنند و او را در ورطه لمپنيزم سياسي بياندازند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>