تور دو فرانس و دکترا …

مسابقات دوچرخه سواری تور دو فرانس که هر ساله این روزها در فرانسه برگزار می‌شود بزرگترین تورنومنت دوچرخه سواری بین‌المللی است که دوچرخه سوارانی از سراسر جهان را به خود جلب می‌کند. این مسابقه در روز اول جولای شروع شده و در طی سه هفته متمادی دوچرخه سواران مسیر ۳۲۰۰ کیلومتری (۲۰۰۰ مایلی) که تقریبن کل محیط فرانسه را پوشش می‌دهد و البته در برخی سال‌ها بخشی از مسیر وارد کشورهای همسایه نیز می‌شود رکاب می‌زنند.

به شخصه خیلی این مسابقات را دوست دارم و هر سال اگر نه کل مسابقه ولی حداقل خلاصه‌های روزانه‌اش را دنبال می‌کنم. اون چیزی که برای من در مورد این مسابقات خیلی جذابه و باعث میشه که پیگیر آخرین اتفاقات و رویدادهای در طی مسیر باشم شاید نه تماشای نحوه رکاب زدن دوچرخه‌سوارها بلکه بیشتر لذت بردن از نبرد ذهنی و روانی اونها در طی این ۲۱ روزه که در اون به طور عینی میشه دید که انسان چه توان بالایی داره و چه میزان از این توانایی هر روزه به هدر میره بدون اینکه ذره اندکی از اون بهره‌برداری بشه. در بیان سختی این مسابقات فقط این بس که در این رویداد که نویسنده روزنامه نیویورک تایمز به اون عنوان رویداد جهانی نیازمند بیشترین تلاش بدنی را داده دوچرخه سواران مسافتی در حدود دویدن سه برابر دو ماراتن در هر روز برای سه هفته متمادی رکاب میزنند. مجموع ارتفاعات بخش کوهستان این مسابقات به تنهایی بیش از ۳ برابر ارتفاع قله اورست بوده و هر دوچرخه‌سوار بالغ بر ۱۰.۰۰۰ کالری انرژی در هر روز مصرف میکند.

شاید یکی از دلایلی که این مسابقات را بیشتر جذاب میکنه اینکه برنده مسابقات لزومن برنده تک تک مراحل قبلی نیست و خیلی ممکنه که یک نفر برنده جام بشه بدون اینکه هیچ یک از مراحل قبلی را برده باشه و مهمتر اینکه حتی دوچرخه سوارانی که در جایگاه‌های پایین قرار دارند باز به مسیر خودشون ادامه داده و تا اونجایی که توان دارن ادامه میدن. درسته که آرزوی تک تک دوچرخه سواران اینه که بلوز زرد که نماد قهرمان مسابقات هست را حداقل در یکی از روزها بپوشن و تمام تلاش خودشون را هم برای این بکار میگیرن ولی این به این معنی نیست که در صورت عدم موفقیت در مراحل ابتدایی با توجه به سختی راه کنار میکشن و نا امید میشن. در اینجا همه چیز وابسته به دوچرخه سوار هست و اگر چه مربی و گروه پشتیبانی در تمام مسیر در کنارش هستن و نوشیدنی و مواد خوراکی و در صورت لزوم حتی دوچرخه نو در اختیارش میگذارن و با استفاده از رادیویی که در گوششون دارن راهنماییهای لازم را هم میگیرن ولی هیچ یک از اینها جای تلاش فردی اون را نمیگیره و برای رسیدن به موفقیت تنها تلاش فردیش هست که نتیجه میده و اگر نتونه از لحاظ بدنی و ذهنی مقاومت کنه و کم بیاره نمیتونه به مسیر ادامه بده.

درسته که شاید به تعبیری این مسابقات مدل کوچکی از زندگی بشر باشه و بشه اون را در مورد موقعیتهای مختلف شبیه سازی کرد ولی از روزی که دوره دکترا را شروع کردم هر بار که این مسابقات را میبینم بیشتر اعتقاد پیدا میکنم که شباهت بی نظیری بین این دو وجود داره. اگر در تور دو فرانس مربی و تیم تدارکات و … تنها امکانات و راهنماییهای لازم را فراهم میکنن و در نهایت این دوچرخه سوار هست که باید پا بزنه و میزان موفقیتش بسته به توان بدنی و ذهنی او داره در دوره دکترا هم استاد راهنما و دانشکده و دانشگاه تنها ابزارها را فراهم میکنن و این دانشجو هست که باید اون ابزارها را به بهترین نحو در جهت هدف خودش بکار ببره و در عین حال توانایی کافی برای تقابل با تمام مشکلات مسیر طولانی و سخت پیش رو داشته باشه. مسیری که همه‌اش موفقیت هم نیست، خیلی وقتها زمین میخوری و حتی مجروح میشی و چند گامی عقب میمونی ولی از حرکت نمی ایستی. خیلی مواقع مسیر خیلی آسون نیست و به خاطر شرایط جوی که در اختیار تو نیستن سرعتت کم میشه یا در جاهایی که با دیدن قله روبرو میترسی و فکر میکنی که نمیتونی ولی باید ادامه بدی و در ادامه مسیر به مسیرهای مستقیم میرسی که میتونی با قدرت و آرامش برونی و حتی به سرازیری‌هایی میرسی که این فرصت را برات فراهم میکنه که عقب موندگیهای قبلی را جبران کنی و این تویی که باید از این فرصت که خیلی هم محدوده و در انتهای شیب تموم میشه استفاده کنی. اینکه ممکنه در نقاط میانی مسیر نفر اول صف نباشی ولی در مسیر امتیازهایی را جمع کردی که وقتی تا آخر رفتی اونجا ببینی که مجموع این امتیازها جایگاه بالایی را برات ایجاد کرده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>