سفرنامه – نظام درماني در استراليا

چندي پيش اويس مطلبي نوشته بود با عنوان زير بار نرويم كه نقل تجربه‌اي بود در خصوص نحوه برخورد پزشكي كه وي به مطبش مراجعه كرده بوده با بيمارانش. اون نوشته به فكرم انداخت كه نقل تجربيات مشابهي از اينجا در راستاي اهدافي كه در سفرنامه بهشون اشاره كردم خالي از فايده نخواهد بود.

لازم به ذكر است كه به خاطر موضوعي كه سال گذشته برايم اتفاق افتاد ناچار با سطوح مختلف پزشكي در اينجا سر و كار داشتم و بنابراين آنچه نقل ميكنم حاصل مشاهدات شخصي بوده و مبتني بر شنيده‌ها و تجربيات راه دور نيستند.

آنچه كه در هنگام حضور در مطب پزشك يا بيمارستان (اعم از خصوصي و دولتي) در نگاه اول توجهت را جلب ميكنه نحوه رفتار توام با احترام تمامي افراد اعم از منشي، پرستار، پزشك (عمومي و متخصص) و تكنسين‌هاي حاضر در بخش‌هاي مختلف بيمارستان‌ها يا مراكز درماني مي‌باشد. به نحويكه در هنگام مراجعه به اين مراكز، در زماني كه نوبتت فرا مي‌رسه شخص مسئول كار شما اعم از اينكه تكنسين آزمايشگاه يا راديولوژي باشد يا پزشك متخصص شخصن از اتاق بيرون آمده و شما را به اسم فرا مي‌خواند و ضمن معرفي خود از شما تقاضا مي‌كند كه به همراهش برويد. نه اينكه پشت ميزش لم داده باشه و تلفن بزنه به منشي كه مريض را بفرست تو!

در هنگام انجام اقدامات درماني نيز قبل از انجام هر عملي توضيحات كاملي به شما داده مي‌شود كه دليل انجام اين كار چيه و از انجام آن چه هدفي دنبال مي‌شود و اگر چنانچه موضوعي باشد كه اختياري باشد نظر شما پرسيده مي‌شود كه آيا مايل به انجام اين كار هستيد يا نه. اين موضوع نه فقط در شرايط عادي و در مطب پزشكان بلكه حتي در داخل اورژانس نيز البته منوط به هشياري بيمار / مصدوم نيز اتفاق مي‌افتد. به عنوان مثال در زماني كه قرار بود عمل جراحي داشته باشم هنگامي كه من را براي بيهوشي آماده مي‌كردند دكتر بيهوشي كه داشت مقدمات كار را فراهم مي‌كرد ميخواست چسبي را روي پيشانيم بچسباند و قبل از چسباندن آن به من توضيح داد كه آنرا به اين منظور قرار مي‌دهد كه يا كنترل عملكرد مغز مطمين باشه كه من زودتر و در هنگام عمل به هوش نخواهم آمد. در حالي تا زمانيكه من به هوش بودم آن دستگاه متصل نشد و زماني هم كه به هوش آمدم آنجا نبود يعني علي‌الاصول من هرگز متوجه نميشدم كه كاركرد آن چسب براي چيست ولي وي خود را موظف مي‌ديد كه حتي آن مورد جزيي را نيز به اطلاع من برساند چرا كه من را محق ميدانست كه بدانم به چه دليل اين چسب را بر روي پيشانيم مي‌چسبانند هر چند هرگز من (يا شايد هيچ بيمار ديگري) در آن شرايط از وي نمي‌پرسيدم كه كاركردش چيست.

آن بيرون آمدن و فراخواندن بيمار توسط شخص مسئول درمان و اين ذكر جزيي ترين اقدامات انجام شده همگي حاكي از به رسميت شناختن حقوق انساني بيماران و هم سطح دانستن خود با آنها مي‌باشد كه برخلاف نگاهي است كه خود را در برج عاج دانسته و بيماران را موجوداتي مي‌بيند كه قدرت درك معلومات پزشكي را نداشته و تنها بايد مطيع بي چون و چراي دستورات پزشك باشند و حق هيچگونه اظهار نظري را ندارند. خواه اين اعتراض به نحوه وقت‌دهي و ناديده انگاشتن ارزش وقت آنها باشد يا در خصوص نحوه و برنامه درماني.

بدون شك اين موضوع نه ابزاري تكنولوژيك و نه دانش فني خارق‌العاده‌اي است كه به دلايل مختلف امكان دست‌رسي به آن را نداشته باشيم . اين موضوع صد در صد موضوعي نرم‌افزاري بوده و نيازمند تغيير زاويه نگاه و اصلاح فرهنگ غالب در اين اين قشر مي‌باشد.

نظر در “سفرنامه – نظام درماني در استراليا

  1. خوشحالم که از بین دوستان متعدد ساکن استرالیا، دست کم تو درباره اون جا می نویسی. نوشتن افراد مهاجر از وضعیت کشوری که در اون هستند و زندگی می کنند، کار بسیار ارزشمندیست. به سهم خودم ازت سپاسگزاری می کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>