قيمت‌هاي متفاوت بليط هواپيما: علت ارزاني و حكمت گراني – 2

در مطلب قبلي+ اشاره كردم كه چطور بليط  حتی در داخل يك كلاس پروازي با قیمتهای متفاوت عرضه می‌شود. به عنوان نمونه دیدیم که در يك پرواز نمونه مسافران در بازه 50 تا 800 دلار بابت بليط كلاس اكونومي خود پرداخته بودند. در نوشته حاضر نگاهي خواهم داشت به روشي كه شركت‌هاي هواپيمايي براي پياده‌سازي اين رويكرد اتخاذ كرده‌اند و ابزارهايي كه براي اجراي موفق اين نظام مورد استفاده قرار مي‌دهند.

به منظور بیشینه سازی سود شرکت‌های هواپیمایی همواره دنبال راهکارهایی هستند که ۱- صندلی‌های بیشتری را ۲- به قیمت بالاتری به فروش برسونن. در این خصوص آنچه اهمیت داره دست‌یابی هم‌زمان به هر دو هدف فوق است که کار را سخت میکنه و الا اگر شرکتی قیمت بلیط را پایین‌تر از رقبای خود یا سایر مدهای حمل و نقل قرار بده با تقاضایی بیشتر از ظرفیت هم روبرو خواهد شد و برعکس اگر بخواهد به منظور کسب سود بیشتر قیمت را بالا ببره مشتريانش را از دست خواهد داد. مسلمن در هر پروازی مسافرانی هستند که برای انجام سفر تفریحی تنها به دنبال ارزان‌ترین بلیط ممکن بوده و در مقابل زمان سفر براشون اهمیت نداره و در مقابل کسانی (نظیر تجار و افرادي که قرارهای مهمی دارند)‌ نیز هستند که حاضرند برای اینکه در تاریخ و ساعت معینی در مقصدشان باشند مبلغ بیشتری بپردازند (مثل اون مسافري كه 800 دلار پرداخته بود و خيلي هم خوشحال بود كه تونسته بود بليط گير بياره). در این راستا برای اولین بار در ۱۷ ژانویه ۱۹۸۵ خطوط هواپیمایی آمریکا کلاس قیمتی بلیطی را با عنوان Ultimate Super Saver عرضه کرد که قیمت اون معادل ارزان‌ترین قیمت ارایه شده توسط رقیب کم هزینه آن روز خود (People Express) بود. در این روش این شرکت با قراردادن محدودیت خرید ۳ هفته زودتر بلیط به آن دسته از مسافرانی که تنها به دنبال خرید بلیط ارزان بودند این امکان را می‌داد تا بلیط خود را به قیمت ارزان تهیه کنند و در عین حال با کنترل تعداد بلیط‌های قابل فروش در هر پرواز در این کلاس قیمتی این قابلیت را نیز برای شرکت فراهم می‌کرد تا مابقی بلیط‌ها را با قیمت بیشتر به مسافرانی که حاضر به پرداخت قیمت بالاتر بودند بفروشه. این روش که بعدها عنوان مدیریت بازده (درآمد) یا همان Yield (Revenue) Management به خود گرفت، شرکت‌های هواپیمایی را قادر ساخته تا بلیط‌های خود را براساس میزان تقاضای موجود به قیمت‌های متفاوتی عرضه نمایند.

اما نكته‌اي كه اينجا مهمه و اگر به درستي كنترل نشه عملن اين روش نتيجه مطلوب را نخواهد داد کنترل نحوه دست‌رسی گروه‌های مختلف تقاضا به بازه‌های قیمتی مختلفه، تا اينطوري افرادي كه حاضرن پول بيشتري بدن نتونن بليط‌هاي ارزون را بخرن. براي اينكار شركت‌ها مشتريانشون را دسته‌بندي (Segmenting) ميكنن و محدوديت‌هايي كه اصطلاحن بهشون موانع قیمت‌گذاری (Pricing Fences) ميگن را در نظر مي‌گيرن كه هدف بالا رو برآورده ميكنه. اين محدوديت‌ها عبارتند از: پيش خريد بليط (در بازه زماني طولاني قبل از تاريخ پرواز)، اجبار به اقامت شنبه شب (با اين توجيه كه مسافران تجاري كه متقاضي پرواز در فاصله دوشنبه تا جمعه هستند از ساير مسافران جدا بشن، هر چند اين پارامتر اخيرن و با تغيير رفتار مسافران مانند قبل كارايي نداره)، شرايط خاص بليط (به اين معني كه هزينه‌هاي مربوط به لغو و يا تغيير تاريخ بليط در كلاس‌هاي مختلف قيمتي بسيار متفاوت هستند). در بين روش‌هاي گفته شده براي اعمال موثر نظام قيمت‌گذاري مورد آخر (شرايط بليط) به تعبيري از همه موارد مهم تره، به اين شكل كه مثلا بليط‌هاي ارزان‌تر بايستي هزينه بيشتري براي تغيير تاريخ يا لغو بپردازن و به همين خاطر اين بليط‌ها مطلوب تاجراني كه ممكنه در آخرين لحظه باخبر بشن كه جلسشون لغو شده يا تاريخش عوض شده و بالطبع مجبور ميشن بليطشون را عوض كنن، نيستند. در مقابل براي مسافري كه ميخواد به سفري تفريحي بره و ميتونه از چندين ماه قبل براي اين سفر برنامه‌ريزي كنه و بليطش را بخره و بعد از اين هم احتمال تغييرات برنامش خيلي كمه و بنابراين خيلي نگران هزينه‌هاي لغو و تغيير نيست، مطلوب‌تره كه بليط ارزون‌تر را بخره.

سخن آخر اينكه هر چند اين نظام در سالياني كه از معرفيش در صنعت ميگذره تونسته منافع بسياري را نصيب شركت‌هاي هواپيمايي كنه به نحويكه مدبرعامل شركت هواپيمايي آمريكن در سال 1992 اعلام كرد كه از رهگذر اين سامانه در 3 سال قبل از آن تاریخ شركت درآمدي معادل 1.4 ميليارد دلار داشته بود، پياده‌سازي اين نظام در عمل بسيار پيچيده بوده و مدل‌هاي رياضي متعددي براي بهينه نمودن نحوه اجراي آن طراحي شده و همچنان محل مطالعه مي‌باشد. در عين حاليكه پيشرفت‌هاي اخير در زمينه سامانه‌هاي رايانه‌اي كمك بزرگي به شركت‌ها در گسترش اين نظام بوده‌اند. بد نيست بدانيد كه يكي از شعارهاي اصلي شركت‌هاي هواپيمايي كم هزينه از زمان ورودشان به صحنه حمل و نقل هوايي، عدم استفاده از اين روش‌ها و ارايه يك مدل بليط (يك قيمت) بوده است.

پانوشت: اگر به طور خلاصه بخوام نکاتی را که بد نیست موقع خرید بلیط مد نظر قرار بگیرن را بشمرم، مواردی خواهند بود از قبیل:

  • برنامه‌ریزی برای خرید بلیط در بازه زمانی حداقل ۳ ماه قبل از تاریخ پرواز
  • دقت کافی به شرایط بلیط (Fare Rules) که بایستی حتما در کنار قیمت بلیط به عنوان یک عامل تصمیم‌گیری مد نظر باشن. به این شکل هر قدر برنامه پروازی قطعی‌تره به سمت شرایط پیچیده‌تره و بالطبع قیمت ارزان تر بریم و برعکس.

البته همه این موضوعات در صورتیکه بخواین با شرکت‌های هواپیمایی غیر کم هزینه پرواز کنید چرا که یکی از تفاوت‌های اصلی شرکت‌های کم هزینه با رقبای خودشون در ارایه یک مدل بلیط و با قیمت یکسانه که خوب در اون شرایط بلیطها با قیمت یکسان به فروش میرن تا تموم بشن.

نظر در “قيمت‌هاي متفاوت بليط هواپيما: علت ارزاني و حكمت گراني – 2

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>