تجربيات يك مؤدي در دو سوي عالم …

ديروز به خاطر موضوعي به اداره مالياتي استراليا رفتم. براي من كه تجربه برخورد با سازمان امور مالياتي ايران از هر دو سوي ميز را داشته‌ام آنچه ديروز اتفاق افتاد بسيار شگفت انگيز بود. اين مقايسه نه از ديد شخصي كه بيش از 2 سال در بطن سازمان حضور داشته و روابط و مناسبات داخلي آن را مي‌داند، كه آن خود قصه ديگري است كه شايد روزي به آن پرداختم، بلكه مقايسه امروز از نگاه مودي است كه به عنوان مديرعامل يك شركت خصوصي ناچار حداقل ماهي يكبار به اداره مالياتي رجوع ميكردم و نحوه برخورد كاركنان را با مؤديان به عينه تجربه كرده‌ام.

از آنجاييكه بايد برگ تشخيص ماليات سال گذشته‌ام را براي جايي ميفرستادم، بعد از جستجوي مداركم متوجه شدم كه برگه مزبور هنوز به دستم نرسيده، در حاليكه بايد تا سپتامبر گذشته برايم ارسال ميشد. براي پيگيري موضوع سري به وبگاه اداره مالياتي استراليا زدم و بعد از جستجو در اطلاعات مندرج در اين وبگاه متوجه شدم در مواقع اينچنيني بايستي با مركز ارتباط (Call Centre) اداره مالياتي تماس و درخواست صدور المثني كنم. از آنجاييكه اداره مالياتي هم مانند ساير ارگان‌هاي دولتي اين روزها متاثر از برنامه‌هاي كاهش هزينه‌هاي دولتي كاركنان خود را كاهش داده‌، در هنگام تماس گوينده خودكار اعلام كرد كه به دليل صف طولاني افراد در انتظار حداقل مدت انتظار براي برقراري تماس با يكي از كاركنان 30 دقيقه خواهد بود. به ناچار تماس را قطع و مدتي بعد دوباره تماس گرفتم، اين بار مدت انتظار 16 دقيقه اعلام شد، تلفن را روي بلندگو قراردادم و مشغول كار شدم تا بالاخره تماس برقرار شد، وقتي زمان روي گوشي را نگاه كردم 16 دقيقه و 38 ثانيه بود!

كارمند پشت خط ضمن عذرخواهي بابت معطل ماندن پرسيد كه مشكلم چيست و وقتي كه توضيح دادم چه خواسته‌اي دارم بعد از دريافت اطلاعاتي براي تاييد هويت گفت كه رونوشت مذكور برايم پست خواهد شد و هنگامي كه متوجه فوريت كار من شد گفت كه به دليل اينكه مطابق قانون برگ تشخيص بايد ممهور به مهر گردد، امكان ارسال نسخه الكترونيكي و يا فكس آن وجود نداشته و لذا راهنماييم كرد كه مي‌توانم به اداره مركزي بروم و حضوري آنرا دريافت كنم ولي براي مراجعه به آنجا بايد وقت قبلي بگيرم. ساعت حدود 11 صبح بود و من خواستم ديرترين ساعت ممكن روز را به من بدهد، براي ساعت 4 قرار ملاقاتي برايم تنظيم كرد. محل اين اداره در مركز شهر قرار دارد كه از محل دانشگاه تقريبا 45 دقيقه با اتوبوس طول ميكشه. خوشبختانه خلوت بود و اتوبوس هم زودتر از زمان مقرر اومد و من 10 دقيقه‌اي زودتر رسيدم. نزد منشي رفتم و اعلام ورود كردم و وي نيز شماره‌اي به من داد و خواست كه منتظر اعلان شماره‌ام باشم.

از آنجاييكه چيدمان سالني كه كاركنان در آن حضور داشتند به شكل دفتر باز (open office) طراحي شده بود، در مدتي كه آنجا منتظر نشسته بودم  ناخواسته مكالمه فرد ديگري را كه در حال صحبت با يكي از كاركنان بود شنيدم. وي كه از جمله افرادي بود كه با ويزاي كار و تفريح (Work & Holiday) در استراليا حضور داشت، با خاتمه ويزايش قصد داشت به كشورش برگردد و ميخواست ببيند كه براي ماليات‌هايي كه تاكنون پيش پرداخت كرده چه اتفاقي خواهد افتاد. توضيح اينكه در استراليا شما موقعي كه حقوق دريافت مي‌كنيد كارفرما درصدي را به عنوان علي‌الحساب ماليات كسر و به حساب دولت واريز مي‌كند. در انتهاي سال شما با تكميل اظهارنامه مجموع درآمدها و هزينه‌هايتان را اعلام مي‌كنيد و اگر اضافه پرداختي داشته باشيد مازاد آن به شما برگشت داده مي‌شود كه اين موضوع به دليل بخشودگي مالياتي براي افرادي كه درآمدهاي كم دارند بيشتر مشهود بوده و تقريبا تمام پيش پرداخت خود را پس مي‌گيرند. كارمند اداره ماليات به آن شخص توضيح داد كه اگر حساب خود در استراليا را مسدود نكند به حسابش واريز خواهد شد ولي در صورت بستن حساب بايد آدرس خود را در كشورش به اداره ماليات بدهد تا از طريق پست برايش بفرستند. ياد اين افتادم كه در پروژه‌هايي كه در ايران داشتيم مبالغي را بابت 5% علي‌الحساب ماليات از ما كسر مي‌كردند كه در انتها و پس از رسيدگي قطعي مشخص شد كه بايد بخش قابل توجهي از اين مبالغ به ما برگشت داده شوند و هنگامي كه براي استرداد آنها مراجعه كرديم متوجه شديم كه اين مبالغ هرگز بازگشت داده نمي‌شوند.

در اين فكر ها بودم كه شماره‌ام فراخوانده شد. پيش كارمندي رفتم و چون در سيستم ثبت شده بود كه براي چه كاري اونجا هستم تنها كارت شناسايي‌ام را چك كرد و برگه را پرينت گرفت و بهم داد. وقتي داشتم از ساختمان خارج ميشدم ساعتم را نگاه كردم، ساعت 4:02 بود. به اين فكر مي‌كردم كه اينجا من به عنوان يك فرد خارجي و نه براي پرداخت پول بلكه براي گرفتن خدمت رفته بودم و دقيقا در ساعتي كه وقت داشتم فراخوانده شدم و كارم انجام شد، در حاليكه در آنجا به عنوان مديرعامل يك شركت كه هر ماهه هم كلي ماليات پرداخت ميكرديم، هر بار براي ديدن مميز ميرفتم بايد كلي منتظر ميشدم. كلي در صف باجه يك نفره بانك كه در زير زمين نمور ساختمان بود منتظر ميماندم و تازه وقتي برميگشتم مميز نبود و بايد روز ديگري بر ميگشتم. اگر خداي ناكرده كاري داشتم كه غير از پرداخت ماليات بود كه معلوم نبود بايد چند بار ميرفتم و ميومدم تا موفق ميشدم مثلا برگه تشخيص قطعي را از مميز بگيرم.

پانوشت: چند وقته ميخوام براي پرسيدن يه سوال با سفارت ايران در استراليا تماس بگيرم، جالبه كه دوستان در سفارت تنها 3 روز در هفته و اونهم از ساعت 12 تا 2:30 پاسخگوي تلفن‌ها هستند! الان بيش از 2 هفته است كه در فاصله اين ساعتها سعي مي‌كنم تلفن سفارت را بگيرم ولي اشغاله و به محض اينكه ساعت از 2:30 مييذره تلفن آزاده ولي ديگه كسي جواب نميده! شايد بگين كه خوب يه ايميل بزن و اين همه معطل نمون! يكي از دوستان كه اونهم كاري با سفارت داشت مدتي قبل ايميلي فرستاده بود و بعد از يك هفته ده روزي كه خبري نشده بود زنگ زده بود و بعد از كلي دردسر تماس برقرار شده بود و وقتي گفته بود كه چطور جواب ايميلم را نداديد گفته بودن كه ما پاسخگوي سوالات ايميلي نيستيم!

نظر در “تجربيات يك مؤدي در دو سوي عالم …

  1. بازخورد: ماجراي سفر آقاي رييس … | پدرام شهر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>