به کجا چنین شتابان؟

کاخ سفید هر هفته یک ویدیوی ۱۰ دقیقه‌ای شامل خلاصه‌ای از رویدادهای مهم کاخ سفید و برنامه‌های رییس جمهور آمریکا را تهیه و در سایت خود منتشر می‌کند. این برنامه که (The West Wing Week) نام دارد در دومین سال ریاست جمهوری باراک اوباما در راستای برنامه وی برای ایجاد شفافیت بیشتر راه اندازی شده است. اطلاعات بیشتر در خصوص این برنامه و نحوه شکل گیری و تهیه آنرا می‌توانید اینجا بخوانید. بی بی سی نیز گزارشی را در این مورد تهیه کرده بود که من هم از همین طریق با این برنامه آشنا شدم. این گزارش را هم می‌توانید اینجا ببینید.
اگر وقت داشته باشم و فراموش نکنم معمولا هر هفته این ویدیوها را نگاه میکنم. این هفته موضوع اصلی برنامه که عنوان این هفته را هم از همین مناسبت گرفته بودند سخنرانی اوباما در شهری کوچک در کانزاس بود به نام اوزاواتومی (Osawatomie). در بخشی از سخنانش وی وقتی به موضوع طبقه متوسط و مشکلات آنها در آمریکا رسید به مطالبی اشاره کرد که من را واداشت تا متن کامل سخنرانی را بخوانم. همانطوری که انتظارش را داشتم این صحبتها از همان روز و تا الان موضوع بحث داغ رسانه‌های آمریکایی بوده و عده زیادی سرسختانه به مخالفت برخواسته و عده دیگری هم به وجد آمده و بسیار خوشحال و هیجان زده هستند. اما علت اینکه این سخنرانی اون هم در یک شهر کوچک این همه خبر ساز شده چیست؟

۱- همانطور که در سخنرانی هم اشاره میشه این محل به لحاظ تاریخی از اهمیت خاصی برخورداره و تیودور روزولت در سال ۱۹۱۰ در همین شهر مباحثی را مطرح کرد که در زمان خودش بسیار جسورانه و مخالف جریان غالب اون زمان بود. وی در نطق معروف خود در این شهر محور برنامه‌های خود تحت عنوان ملی گرایی جدید (New Nationalism) برای انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۹۱۲ را اعلام کرد. هدف این برنامه‌ها در آن زمان مشخصا تقویت دولت مرکزی به منظور حمایت از طبقه متوسط و نیروی کار در برابر سرمایه‌داران و کارفرمایان تهیه شده بود. مواردی از قبیل نظام خدمات درمانی سراسری، تعیین حداقل حقوق برای کارگران زن، ساعات کاری روزانه و … از جمله مسایلی بودند که رنگ و بوی سوسیالیستی داشتند. هر چند وی نتوانست در آن انتخابات پیروز شود و بعد از آن نیز دیگر هرگز در سیاست وارد نشد و باقی عمر خود را در سفرهای آفریقا و اکتشاف آمریکای جنوبی گذراند.

۲- اما آنچه بیش از تقارن تاریخی این محل، سخنرانی اوباما را محل مناقشه نمود محتوای سخنان وی بود. این اولین بار بود که در تاریخ ایالات متحده رییس جمهور این کشور بر شکاف‌های عمیق اجتماعی و نابرابری‌های موجود اشاره و برخی از مشکلات این نظام را بر می‌شمرد. او گفت که در دهه‌های گذشته متوسط درآمد یک درصد بالای جامعه بیش از ۲۵۰ درصد رشد داشته و به ۱.۲ میلیارد دلار در سال رسیده، گروهی که متوسط درآمدشان هم اینک – به گفته وی – ۲۷ میلیون دلار در سال است. مدیرعاملی که پیش از این ۳۰ برابر کارگران خود درآمد داشته امروز بیش از ۱۱۰ برابر درآمد دارد و در دهه گذشته درآمد بسیاری از آمریکایی‌ها بیش از ۶ درصد افت داشته است. وی گفت که اگر در سالهای پس از پایان جنگ جهانی دوم، کودکی که در فقر به دنیا می‌آمد به احتمال ۵۰-۵۰ و اندکی هم بیشتر شانس ورود به طبقه متوسط را داشت ولی این رقم در دهه ۸۰ به حدود ۴۰ درصد و امروز به کمتر از ۳۳ درصد رسیده است.
احتمالا برای کسانی که اخبار ماههای اخیر را دنبال می‌کنند این آمار و ارقام چیز جدیدی نیست و بارها در نوشته‌ها و سخنرانی‌های طرفداران نهضت اشغال وال استریت شنیده شده است. آنچه که آنها جنبش ۹۹ درصد نام نهاده‌اند و اعتقاد دارند که یک درصد جامعه در حال بهره‌برداری از منافع ۹۹ درصد مابقی هستند و سود فعالیت این ۹۹ درصد تنها به جیب آن گروه می‌رود. اما به قول نویسنده یکی از نشریات آمریکایی این سخنان این بار نه از زبان فیدل کاسترو، نه مایوتسه تونگ، نه احمدی نژاد و نه رهبران جنبش اشغال وال استریت بلکه از زبان رییس جمهور این کشور بیان می‌شد.

۳- در کنار این آمار و ارقام اما نکته دیگری که شاید بیش از همه من را متعجب کرد راهکاری بود که وی برای حل این مشکلات ارایه می‌داد. بزرگتر کردن دولت و افزایش نقش دولت در هدایت اقتصاد. مناقشه بزرگی که این روزها دولت وی با کنگره که اکثریت آن در اختیار جمهوری‌خواهان است لایحه اصلاح نظام مالیاتی است که در آن دولت سعی در کاهش مالیات شهروندان عادی و در مقابل افزایش مالیات ثروتمندان و صاحبان سرمایه دارد. موضوعی که دولت وی در اقدامی نمادین در روی سایت کاخ سفید شمارنده معکوسی نیز قرار داده که اگر تا پایان آن کنگره قانون مزبور را تصویب نکند مالیات شهروندان طبقه متوسط افزایش خواهد یافت. وی در این سخنرانی با حمله شدید به محافطه کاران و به تعبیری طرفداران اقتصاد بازار اعلام کرد که راهکارهای آنها در دهه‌های گذشته شکست خورده و راهکار برون رفت از مشکلات موجود افزایش اختیارات دولت در اقتصاد و تقویت نقش نظارتی آن می‌باشد. موضوعی که روزولت نیز از جنبه‌ای دیگر به آن پرداخته بود. اوباما در بخش مهمی از سخنان خود می‌گوید: «بعد از تمام اتفاقاتی که افتاده، بعد از بدترین بحران اقتصادی، بدترین بحران مالی بعد از رکود بزرگ [دهه ۱۹۳۰]، آنها می‌خواهند ما را به همان روشهایی بازگردانند که ما را به این فلاکت انداخته است. آنها می‌خواهند ما را به سیاستهایی بازگردانند که در طی سالیان گذشته کوهی از مشکلات را در برابر طبقه متوسط قرار داده‌اند. فلسفه آنان بسیار ساده است: منفعت ما در این است که هر کسی با قواعد خود به دفاع از منافع خود بپردازدمن اینجا هستم تا بگویم که آنها اشتباه می‌کنند».

۳- این رویکرد از این جهت حایز اهمیت ویژه است که تاریخ معاصر در طی قرن اخیر و خصوصا در سالهای پس از پایان جنگ جهانی دوم شاهد جنبشهای مختلفی در خصوص نقش دولت در توسعه و میزان دخالتهای آن بوده است. ‍پیشتر+ درباره مکتب فکری شیکاگو و تلاش‌های میلتون فریدمن برای کوچک کردن دولت و بویژه نقشی که این نهضت در صنعت حمل و نقل هوایی ایالات متحده و در ادامه در سطح جهانی داشت سخن گفتم. تلاش‌های وی اما در اقتصاد کلان ایالات متحده نیز تاثیرات شگرفی گذاشت. دولتهای رونالد ریگان در آمریکا و مارگارت تاچر در انگلیس تحت تاثیر این عقاید حرکتی را تحت عنوان مقررات زدایی / آزادسازی آغاز کردند که نتیجه آن کوچکتر شدن دولت و حداقل نمودن میزان دخالت دولت در مناسبات اقتصادی بازار بود.

برای آشنایی بیشتر با این تغییرات در بستر اتفاقات تاریخی قرن اخیر این مقاله که توسط صندق جهانی پول تهیه شده جالب است. در جستجو منابع فارسی روی وب هم به مقاله‌ای از دکتر حسینی (وزیر فعلی اقتصاد و دارایی) برخوردم که در دوران قبل از وزارت خود مطالعه جالبی در این خصوص انجام داده و در انتها نیز نگاهی به وضعیت ایران انداخته است. حمید زمانزاده و محمد صادق‌الحسینی هم مقاله‌ای درباره همین موضوع در دنیای اقتصاد دارند.

۴- اینکه آقای اوباما این سخنان را تنها به عنوان تاکتیک انتخاباتی برای جلب آرای طبقه متوسط آمریکا که این‌روزها به دلیل مشکلات فزاینده ناشی از بحران اقتصادی تحت فشار قرار دارند بیان کرده یا در پاسخ به جنبش اشغال وال استریت که حداقل در شعارهای خود داعیه دفاع از طبقه متوسط را دارد و اینکه آیا تیم اقتصادی وی در کاخ سفید و مهم تر از آن هم حزبی‌های او در حزب دموکرات کاملا با وی هم عقیده هستند یا نه، نکاتی است که باید صبر کرد و دید که در روزها و ماه‌های آتی چه عکس‌العمل‌های دیگری را با خود به همراه خواهد داشت. اما اگر وی موفق شود با شعار بزرگ‌تر کردن و افزایش قدرت دولت در اقتصاد برنده انتخابات آتی ریاست جمهوری شود و پس از انتخاب نیز در اجرای این وعده مصمم باشد، باید منتظر فصل جدیدی از ساز و کارهای اقتصادی در این غول اقتصاد جهانی باشیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>