این صنعت پولساز!؟

«اگر می‌خواهید میلیونر شوید با یک میلیارد دلار شروع کنید و یک شرکت هواپیمایی راه بیاندازید، به زودی میلیونر خواهید شد.» (سِر ریچارد برانسون صاحب گروه تجاری ویرجین)

بهانه این نوشته خبر اعلام داوطلبانه ورشکستگی خطوط هواپیمایی آمریکایی در روز سه شنبه ۲۹ نوامبر ۲۰۱۱ می‌باشد. بعد از اعلام ورشکستگی شرکت هواپیمایی یونایتد در دسامبر ۲۰۰۲ و خطوط هوایی دلتا که در ۷۶ مین سال تاسیس خود در سال ۲۰۰۵ اعلام ورشکستگی نمود حالا با اعلام ورشکستگی آمریکن عملا سه شرکتی که در سالیان متمادی رتبه اول تا سوم جهان را از نظر میزان مسافر کیلومتر حمل شده دارا بوده‌اند به سرنوشت یکسانی دچار شده‌اند. هر چند دو شرکت دیگر به سلامت از این گردنه عبور کرده‌اند و مجموعه اقدامات انجام شده برای سازماندهی مجدد خود را با موفقیت (حداقل تا این مرحله) به انجام رسانده‌اند باید دید آیا بزرگترین شرکت هواپیمایی جهان نیز قادر خواهد بود از این مرحله به سلامت عبور کند. اما برای بررسی عللی که باعث شد تا این شرکتها و نیز غولهايي چون پان ام، تي دبليو اي و يو اس اير ويز و سایر شرکتهای هواپیمایی در گوشه و کنار دنیا در سراشیبی سقوط قرار بگیرند باید قدری بیشتر تامل کرد.

در سال ۱۹۷۸ در اثر تلاشهای میلتون فریدمن (برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۶) و همفکرانش در مدرسه اقتصاد شیکاگو بود که مقررات زدایی در صنعت حمل و نقل هوایی ایالات متحده انجام و دولت که تا پیش از این در جزیی ترین امور برنامه‌ریزی شرکتها از جمله تعداد و تواتر پروازها، مسیرهای پروازی و قیمت بلیط دخالت می‌کرد از چنین دخالتهایی در امور اقتصادی این صنعت منع شد. اقدامی که در سالیان پیش رو ابتدا در انگلستان و سپس در سایر کشورهای اروپایی و نهایتا در کل اتحادیه اروپا فراگیر شد و بعدها در کشورهای دیگری از جمله استرالیا، کانادا، هند، سنگاپور و برخی کشورهای دیگر و حتی در این اواخر در سطحی محدودتر در چین نیز ادامه یافت. این اقدامات به دلیل افزایش رقابت در میان شرکتهای هواپیمایی موجود و نیز ورود شرکتهای جدیدی که با مدل کسب و کار کم هزینه وارد بازار شدند منجر به افزایش گزینه‌های موجود و راحتی بیشتر و در عین حال کاهش هزینه سفر هوایی شده و جهشی چشمگیر در تقاضای این مد حمل و نقلی را باعث گردیدند. اما در كنار تمام موفقيتهاي ثبت شده در طي اين مدت صنعت حمل و نقل هوايي شاهد شكستهاي تلخي نيز بوده است به نحويكه به تنهايي در آمريكا ۱۴۰ شركت هوايي در طي اين سالها منحل و شرکتهای باقیمانده تنها در دهه اول قرن بیستم زیان انباشته‌ای معادل ۵۰ میلیارد دلار داشته‌اند.
به اعتقاد برخي صنعت حمل و نقل هوايي از آغاز پيدايش خود در دهه ۳۰ ميلادي تاكنون نتوانسته درآمد كافي براي پوشش هزينه‌هاي هنگفت سرمايه گذاري خريد ناوگان و نيروي انساني خود را توليد كند. شاهد اين ادعا آمار انجمن بين‌المللي حمل و نقل هوايي (ياتا) است كه مطابق آن در ۴۰ سال گذشته حاشيه سود اين صنعت به طور متوسط 0.1 – 0.2 درصد بوده و تنها در بهترين مورد دهه اخير، شركتهاي هواپيمايي در سال ۲۰۱۰ در مقابل ۵۶۵ ميليارد دلار درآمد تنها سودي معادل ۱۵.۵ ميليارد دلار يعني حاشيه سودي معادل حدود ۲.۷ درصد داشته‌اند. البته در اين ميان مدل‌هاي جديد كسب و كاري نيز توسعه يافته‌اند كه موفق شده‌اند عمدتا با كاهش هزينه‌ها از طرق مختلف (از استفاده از يك مدل ناوگان به منظور كاهش هزينه‌هاي آموزش نيروي انساني و نگهداري گرفته تا ارايه ساده‌ترين شكل ممكن انجام عمليات) و نيز افزايش درآمدهاي جانبي شركت به طور مشخص از طريق اخذ هزينه بابت بسياري از خدمات ارايه شده (نظير هزينه بار، انتخاب صندلي، غذا و حتي در مورد شركت هواپيمايي رايان اير طرح اخذ هزينه بابت استفاده از توالت هواپيما) نقطه سر به سر عمليات خود را پايين آورده و تا حد زيادي در موقعيتي به مراتب بهتر از رقباي پر هزينه خود قرار بگيرند.
در شرایطی که شرکتهای هواپیمایی به دلیل قیمتهای سرسام آور نفت متحمل هزینه‌های بالایی بابت سوخت هستند –  امروزه تقریبا ۴۰٪ هزینه‌های عملیاتی شرکتها هزینه سوخت می‌باشد – اتحادیه‌های کارگری با درخواستهای بعضا آزمندانه خود وضعیت را پیچیده‌تر نیز می‌کنند. نظیر وضعیتی که امروز خطوط هوایی آمریکن با آن مواجه شده و پس از مدتها مذاکرات با اتحادیه‌ها موفق به اخذ رضایت آنها نشد. موضوعی که در سوی دیگر پسیفیک شرکت هواپیمایی کوانتاس استرالیا نیز این روزها با آن دست و پنجه نرم می‌کند و در فرانسه نیز ایرفرانس با آن دست به گریبان است.در این بین اما شرکتهای هواپیمایی بزرگی که از مدل کم هزینه پیروی نمی‌کنند و خدمات متنوعی ارایه می‌کنند با مشکلات بیشتری رو به رو هستند چرا که علاوه بر دست و پنجه نرم کردن با تمام مشکلات گفته شده باید با شرکتهایی نظیر امارات، الاتحاد و قطر رقابت کنند که دولتهای آنها گشاده دستانه بودجه‌های هنگفتی را برای خرید و توسعه ناوگان در اختیارشان قرار می‌دهند. در دورانیکه صنعت حمل و نقل هوایی از کمبود تقاضا رنج می‌برد این شرکتها با بودجه‌های هنگفت خود به توسعه ناوگان مشغول هستند و این امر به دلیل مازاد عرضه عملا آنها را در چالش قیمت با یکدیگر قرار داده و مشکلی دیگر برای شرکتهایی ایجاد کرده که دارای آستانه سود بسیار پایینی بوده و بدون شک آنها را در مسیری مشابه قرار خواهد داد.آنچه مسلم است این گردباد در مسیر خود دیگرانی را نیز با خود خواهد برد. بعد از آمریکن نوبت کیست؟

نظر در “این صنعت پولساز!؟

  1. بازخورد: به کجا چنین شتابان؟ | پدرام شهر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>